در ادامه موضوع زبان و اندیشه بد نیست با معنا در گذر از نظریه های ادبی آشنا شویم . متن زیر از سایت مرجع دانش (www.civilica.com )به کپی شده است که امیدوارم بتواند بهانه ای باشد برای مطالعات بیشتر و عمیق تر ...
زیباییشناسی به معنای وسیع کلمه نظریهای است در باب زیبایی، به هر دو معنای جلوهٔ زیبایی یعنی زیبایی طبیعی و زیبایی هنری
به منظور اینکه بتوانیم ماهیت زیباییشناسی ، سهم آن در اندیشه غربی ، و نسبت آن با تاریخ هنر غرب را توصیف کنیم ، شش مرحله اساسی را برای ملاحظه و بررسی معرفی خواهیم کرد . چنین ملاحظه و بررسیای البته فقط، میتواند از طریق ارجاعات مختصر باشد.
حدود ۲۱۰۰ سال بعد از کتاب زیباشناسی هنر شعر، یعنی «بوتیقای» ارسطو، اسکندر باوم گارتن، فیلسوف آلمانی در سال ۱۷۵۰، شاخهی فلسفهی زیباشناسی یعنی «استتیک» را رسمن در عصر جدید وارد فضای فرهنگی غرب کرد. مفهوم استتیک در زبان یونانی به معنی «درک با کمک حواس» است.
امروز سوم تیر ماه و مثل همه ی روزهای سال گذراست ؛ با همه ی تلخی ها و شیرینی هایش یک روز دیگر را در سرنوشت موجودی بنام انسان رقم می زند . گاهی فکر کردن در این بلوشوی نام و نان و رقابت های نچندان زیبای انسانها بر سر مال و قدرت و ... انسان را به غربت خود بیشتر نزدیک می کند ...
کاوه ای پیدا نخواهد شد امید / کاشکی اسکندری پیدا شود
پدیده بحران مخاطب سالهاست که همواره در محافل ادبی و هنری مورد پذیرش و رد صاحبنظران این حیطه قرار گرفته است و پرداختن بدان هم کلیشه ای و هم دست نیافتنی به نظر می رسد چرا که در انتهای همه ی بحث ها و جدال ها با به میان آمدن «نسبی بودن هنر و اینکه هر هنری و هر سبکی و سیاقی مخاطب خود را دارد » به پایان می رسد و این زخم کهنه همچنان بدون دلیل باز می ماند .....